l0ve

اگر در زندگي جرات عاشق شدن را نداري لااقل جرات معشوق شدن را داشته باش
به من گفت : کجاي ماجرايي ؟
گفتم : شايد پايان ؛ بدم نمي آيد دوباره آغازشوم !
گفت : حرفهايت بوي نيرنگ دارد ...
خنديدم ... خنديد ... پرسيدم : چرا ؟
دوباره خنديد و گفت : شايدم نه !
گفتم: متعجبي ؟
گفت : شايد !
خنديدم ... خنديد ... آهسته رفتم ... اهسته نگاه کرد ...
و هنوز هفت هزار سال است که من مي روم و او نگاه مي کند ...
و من مي خندم و او مي خندد ... وهنوز مي پرسم ...
چرا ؟!![]()

باز هم عيد آمد
و من و تو تنها
در غبار گرفته ترين تاقچه تاريخ
همچنان دل به صداي خاموشي بسته ايم
بلکه رهگذري
پارچه نمناکي بر شيشه غبار گرفته دلمان بکشد![]()

![]()
5 ساله بودم!
چوب کوچکي برداشتم،
و به اندازه همه 5 سالگي،
دايره اي کشيدم به دور خود
و در آن دايره کوچک،
زنداني شدم!
حالا 23 ساله ام،
و هنوز
زنداني آن دايره![]()
کاش بودی و میدیدی که چگونه خاک قبرت را بر روی سرم میریختم کاش نرفته بودی تا
دوباره در اغوشت می گرفتم کاش هنوز زنده بودی تا بگویی دوستم داری .اما کاش گفتن فایده
ای ندارد تو مرده ای.(تقدیم به کسی که ۲ سال پیش از دست دادمش
)
eshghe ra add kon be ehsasat zibayat pm bede gham ra reset kon jahay bad ra rename kon. baray ghoror off bezar behesh bego beshkan akhar donya 2 roze dorogho va khiyanat ra hack kon az ensaniyat copy begir va send to all kon ba sedaghat va marefat chat kon va az zibatarin khate zendegiyat web begir va to porofile ghalbat ye ghalb tir khorde bezar...........!![]()
![]()
![]()
![]()

زماني که از مادر متولد شدم صدايي در گوشم طنين انداخت که ميگفت تا آخر عمر با تو هستم از او پرسيدم تو کيستي جواب داد من غم هستم و من آن لحظه گمان کردم غم عروسکي هست که ما با آن سرگرم ميشويم ولي اکنون ميفهمم که ما عروسکي هستيم بازيچه غم![]()
![]()
![]()
همسايهء قديم من از عهد آفتاب
!تنهايي شاهراه رسيدن به اوج است در طريقت مردان خدا
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
اگه یه روز رسید که دیگه
واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی...
واسه اینکه صدای رعد و برق رو نشنوی گوشاتو گرفتی...
واسه اینکه بارونو نبینی پنجره ی اتاقتو بستی....
و اگه یه روز دیگه برف بازی نکردی...
اون روز روزیه که منو فراموش کردی...
پس یادت نره همین الآن برو چترتو واسه تولد یکی که دوستش داری کادو کن و وقتی خواستی هدیه شو بدی بهش بگو:
اگه یه روز رسید که واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی
اون روز روزیه که منو فراموش کردی!!!

![]()
عبرت چه واژه زيبا اما غريبي است !شنيدم آنان كه از گذشته خود عبرت نمي گيرند چاره اي جز تكرار آن ندارند و آنجا بود كه فهميدم چرا زندگي ما تكراري است
روزي پسر كوچكي در خيابان سكه اي يك سنتي پيدا كرد.او از پيدا كردن سكه آن هم بدون زحمت خيلي ذوق زده شد .اين تجربه باعث شدكه او بقيه روزهاي عمرش هم با چشمهاي بازسرش را به سمت پايين بگيرد و به دنبال سكه بگردد.او در مدت زندگيش 296سكه1سنتي / 48سكه 5 سنتي/ 19سكه10سنتي/ 16سكه 25سنتي/ 2نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده پيدا كرد.يعني جمعا13دلارو 26سنت.اما در برابر بدست آوردن اين ثروت او زيبايي دل انگيز 31396طلوع خورشيد /درخشش 157رنگين كمان و منظره درختان افرا را از دست داد.او هيچگاه ابرهاي سفيدي را كه بر فراز آسمانها در حركت بودند نديد.و پرندگان در حال پرواز /درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزيي از خاطرات او نشد.

آرزو می کنم:
زندگی مال تو....مرگ مال من
راحتی مال تو....گرفتاری مال من
شادی مال تو.....غم مال من
همه مال تو ولی تو مال من ![]()
![]()
سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگران ببيني و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت زير لب آروم بگي گل من باغچه نو مبارک آدم وقتي جوونه سلامتيشو از بين ميبره تا به پول برسه و وقتي که پير شد پولاشو از بين ميبره تا سلامتيشو دوباره بدست بياره.... خوشبختي توپي است که وقتي مي رود به دنبالش مي دويم و وقتي مي ايستد به آن لگد مي زنيم. در جواني به خود ميگفتم شير شير است اگر چه پير بود چون به پيري رسيدم فهميدم پير پير است اگر چه شير بود